تبلیغات
سیم خاردار
سیم خاردار
نمیگویم که در عالم ولی نیست ... ولی بالاتر از سید علی نیست !
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 آبان 1391 توسط سرباز امام خامنه ای
کسی می تواند از سیم خاردار دشمن عبور کند که در
 
سیم خاردارهای نفس خویش گیر نکرده باشد.


نوشته شده در تاریخ جمعه 9 خرداد 1393 توسط سرباز امام خامنه ای
گروه اینترنتی خورشید


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 فروردین 1393 توسط سرباز امام خامنه ای

متاسفیم برای این دولت مردان


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 فروردین 1393 توسط سرباز امام خامنه ای


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 بهمن 1392 توسط سرباز امام خامنه ای
بدون شرح


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 بهمن 1392 توسط سرباز امام خامنه ای

مشکلی نیست اگر مبل نداریم و دکور

زینت خانه ی ما عکس رخ خامنه ای است



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 بهمن 1392 توسط سرباز امام خامنه ای
افسران - هرچه کردند نشد!!!

هرچه کردند نشد!
از ما اصرار بود و از آنها انکار!
اورانیوم 20 درصد را برای کارهای صنعتی، تاسیساتی و پزشکی نیاز داشتیم. هر چه کردیم ندادند. گفتیم خودمان می سازیم. در جلسه مذاکره همه خندیدند.
بعد از مذاکره جلسه ای با بعضی از دانشمندان هسته ای تشکیل داده شد. همه می گفتند غیر قابل دستیابی است و فرمولش تنها در اختیار امریکاست. اما کاری بود که باید می شد. چک سفید امضا دادند به دکتر شهریاری و با اصرار بسیار..
بعد از مدتی در خبرها پیچید که ایران غنی سازی 20 درصد را انجام داده است. دکتر شهریاری کار خود را کرده بود. چک را اما پس داد. می گفت: آدم باید در زندگی اش یک کاری هم بگذارد برای خدا بکند.
مدتی بعد ترور شد. دیگر باید صدایش می زدیم شهید شهریاری
هشتم آذر بود انگار.
  چهارم آذر بود.
خبری که در رسانه ها پیچید که تعلیق اورانیوم 20درصد بود..
در قبال نگذاشتن تحریم جدید و برداشتن تحریم خودرو، طلا، پتروشیمی.
به جان خریده بودند، به نان فروختیم...



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 بهمن 1392 توسط سرباز امام خامنه ای

......دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت (ره) ..........
دانشجو بود…دنبال عشق و حال،خیلی مقید نبود،یعنی اهل خیلی کارها هم بود،تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی….
از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم…قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه…
وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت…بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن،آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن…من چندبار خواستم سلام بگم…منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن…امااصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن…درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن…یه لحظه تو دلم گفتم:”"حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه…تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره…!!!تو که خودت میدونی چقدر گند زدی…!!!”"خلاصه خیلی اون لحظه تو فکرفرو رفتم…تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم،وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم،کارامو سروسامون دادم،تغییر کردم،مدتی گذشت،یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم،از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم،چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن،اما به هرحال قبول کردن…
اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت،من دم در سرم رو پایین انداخته بودم،اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود،تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن>>”"حمید..حمید…حاج آقا باشماست”"
نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر…آهسته در گوشم گفتن:
- یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی…



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 بهمن 1392 توسط سرباز امام خامنه ای


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 بهمن 1392 توسط سرباز امام خامنه ای


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 بهمن 1392 توسط سرباز امام خامنه ای

فیس بوک : آخرین بازدید  10 دقیقه قبل
پلاس : آخرین بازدید  8 دقیقه قبل
ویچت : آخرین بازدید  12 دقیقه قبل
وایبر : آخرین بازدید  14 دقیقه قبل
قرآن : آخرین بازدید  رمضان سال گذشته!

اَلَم یَانِ لِلَذینَ اَمَنُوا اَن تَخشَعَ قُلوبُهُم لِذِکرِ اللَه
آیا هنوز وقت آن نرسیده است که دل های مومنان برای خدا خاشع گردد؟!

نقل از وبلاگ :خط مقدم"



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 بهمن 1392 توسط سرباز امام خامنه ای


نوشته شده در تاریخ شنبه 12 بهمن 1392 توسط سرباز امام خامنه ای


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 بهمن 1392 توسط سرباز امام خامنه ای

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (به نام خداوند بخشنده مهربان)

اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن (خدایا، ولىّ‏ ات حضرت حجّة بن الحسن)

صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی (كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد)

هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ (در این لحظه و در تمام لحظات)

وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ (سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر)

دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ  (و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى)

طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" (كه خوشایند اوست ساكن زمین گردانیده، و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى



چقد به یادش هستیم



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 بهمن 1392 توسط سرباز امام خامنه ای


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 بهمن 1392 توسط سرباز امام خامنه ای


قالب وبلاگ